زِبَرْجَد
-
تاریخ: 1401/7/12 ساعت: 15:09
زِبَرْجَد https://zebarjad.blog.ir/ " أَبْلَیْتُ شَبَابِی فِی سَکْرَةِ التَّبَاعُدِ مِنْکَ " fa https://blog.ir/ Thu, 30 May 2019 02:27:26 +0430 رِنْد https://zebarjad.blog.ir/1398/03/201l <div style="direction:rtl"><form action="/process/unlock_post/YnYR98D8r3Q" method="post"> <div>برای نمایش مطلب ...
این دخت پریوار.....
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:28
بسمالله خیره میشوم به قابِ عکسِ روی میزم به چشمهای بهترینهای زندگیام پدرم، شاهِ دلم مادرم، ملکهی من خواهرم، نگینِ قلبم برادرم، دلیلِ خندههای از ته دلم بعد؛ تمام روزهای این سالها از جلوی چشما
پس کی «باز میشه این در؟»
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:28
بسم الله امروز روز من نبود! اینو از همون صبح باید میفهمیدم. از همون لحظهای که با درد کمر و گردن از خواب بیدار شدم و تا چشمامو باز کردم دلتنگی هجوم آورد به قلبم.... یا از ظهر که یک آن درد پیچید تو س
مرگ مگر اثر کند
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:28
بسمالله تکیه میدم به صندلی بالکن و نگاه میکنم به آسمونِ قشنگ اردیبهشتی و فکر میکنم به همهی حرفا و اتفاقات اخیر؛ و فکر میکنم به نبودنت، به نداشتنت، بعد انگار ذهنم از تلخیِ این روزا میخواد پناه
من الغریب الی الحبیب
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:28
بسمالله حضرت ماه سلام! قرصِ تمامِ آسمانِ سیاهِ دلِ من! دوست داشتنیترین مرد! من فکر میکنم هرکس در گوشهی قلبش آتشی دارد. بالقوه یا بالفعل. داغی خورده یا میخورد، تا به مدد گرمایش قلب خامش را در تن
بدون عنوان
-
تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 10:00
بسمالله چرا دست از سر من بر نمیدارد هوای تو.... . . .
برای نبودنش....
-
تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 10:00
بسمالله او صبر خواهد از من بختی که من ندارم من وصل خواهم از او قصدی که او ندارد انقد که بیشعوره! مهدی رو میگم. که الان اگه ۸فروردین باشه میشه ۴سال و ۲ماه و ۱۸روزه که زیر یه خروار خاک لونه کرده
رِنْد
-
تاریخ: 1398/2/7 ساعت: 10:00
بسمالله مرابهخلسهمیبردحضورناگهانیات.....
ما را شکار کرد و بیفکند و برنداشت
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 6:50
بسمالله هیچکس مسئولیت قلب شکستهای را بر عهده نخواهد گرفت........ شکستن قلب یک انسان از عهدهی یک نفر خارج است. این مخوفانهترین کار گروهیست که در گذار عمر یادش میگیریم!
....
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 6:50
بسمالله ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم.........
لطفیست که میکند غمت با دل من
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 6:50
بسمالله برایش مینویسم: «الحمدلله، خوبم :)))» بعد به خودم میگویم عجب بلاهتی موج میزند لابهلای انگشتانم! چند دقیقهی بعد جواب میدهد: «تو معنیدار میخندی، یه چیزی پشت این خنده تو رو از پا در آورد
موقع رفتن که میشد من سلاحم گریه بود
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 6:50
بسمالله آن روز که خودم را رساندم حرمت... به قول خودم؛ «خانهی پدری» آن روزی که نشستم در صحنات و گردن کج کردم و چشم دوختم به ایوانطلایت و هی حرف زدمو حرف زدمو حرف زدم؛ قرارمان نبود که به این حال و ر
دلتنگی و این حجم نبودن
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 6:50
بسمالله خوب من! چتر یه اختراع احمقانهست.........
#حق
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 6:50
بسمالله بیش از اندازه دوستداشتن نوعی بیماریست، نباید هیچکس را بیش از اندازه دوست داشت. مردم به آن احتیاج ندارند، مزاحمشان میشویم................. . . «رومن پولانسکی»
به غم چنان دچارم که غم دچار من است
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 6:50
بسمالله دیروز، حوالی غروب، درست توو اوج درس و تست کنکور، احساس کردم دیگه نمیتونم نفس بکشم. دیگه قلبم جون نداره بتپه. مثل همهی وقتایی که حالم داغون میشه و تسبیح تربتمو از تو جعبهی یادگاریهام بر
ای غنچهی خندان
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 6:50
بسمالله در پشیمان کردنم لطف الهی لازم است................
که جانم میرود
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 6:50
بسمالله موقع رفتن که میشد، من سلاحم گریه بود.........
نامهی یازدهم
-
تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 6:50
هو المحبوب دیروز؛ میان سردی غروب جمعه و هوا، «من» نشستهبودم روی نیمکتی سرد، گوشهی پارکی متروک. و مثل تمام لحظههای این ۲ماه نشستهبود در قلبم غباری از ترس و دلتنگی.... و جا خوش کردهبود در گلویم،
دست بردار از این در وطن خویش غریب
-
تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 21:14
بسمالله از یه جای خوب پیتزا سفارش دادیم، اما برخلاف انتظارمون افتضاح بود. درشو باز کردیم، تیکههای پیتزا پخش و پلا شده بودن تو جعبه، به شدت سرد و خشک بود، دریغ از ذرهای پنیر. مخلص کلام داغون بود! ه
ما را ز منع عقل مترسان و می بیار
-
تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 21:14
هو الحبیب چی میشه که ما به ازای یه دیالوگ ثابت از آدمهای مختلف، ریاکشنهای متفاوتی نشون میدیم؟ چی میشه که یکآن تصمیم میگیریم بجنگیم و یکآن تصمیم میگیریم سپر بندازیم؟ رفتار ما آدما تابعی از متغی